+ مثلث

چندروز پیش از دست النا عصبانی شدم ( اتاقش را مرتب نمی کرد) و اخم کردم

واون با زبان شیرین بچه گی اش گفت مامن دیگه اخم نکن چون یه سه گوش (در مهد به مثلث می گن) می افته وسط دوتا چشمات

و من خندم گرفت وبغلش کردم وبوسیدم  و با هم اتاقش را مرتب کردیم

خیلی کاغذ قیچی می کنه ومدام در حال کاردستی درست کردن است

نویسنده : النا هاشمی ; ساعت ٩:٢٧ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱٢ بهمن ،۱۳٩٠
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ واکسیناسیون برای مکه

مشاهده یادداشت خصوصی

نویسنده : النا هاشمی ; ساعت ۱٢:٤٥ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٩ بهمن ،۱۳٩٠
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ دایی حمید

هفته گذشته حمید مورخ 90/10/2 از چین برگشت و النا که هم دلش تنگ شده بود وهم خجالت می کشید وقتر حمید خوابید رفت پیشش نشت و دستها وصورت اورا نوازش کردو جالب ابنکه شب هم تا صبح با اینکه نیکی انجا بود پیش دایی اش خوابید( شب نیز مهمانی صندوق علیرضا بود )

جمعه 90/10/7 خانه وحید شب شام بخاطر حمید دعوت بودیم

حمید فردا 90/10/10 برمی گرده چین و از انجا می رود کانادا و جمعه اخرین دفاع دکترای را دارد

 خدا کمکش کند( مامان خیل نگران او می باشد)

نویسنده : النا هاشمی ; ساعت ۱٢:٤۱ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٩ بهمن ،۱۳٩٠
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ دایی حمید

نویسنده : النا هاشمی ; ساعت ۱٢:۳۳ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٩ بهمن ،۱۳٩٠
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ دایی حمید

نویسنده : النا هاشمی ; ساعت ۱٢:۳۳ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٩ بهمن ،۱۳٩٠
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ مریضی النا

دیشب النا تا صبح 3 بار حالش بهم خورد و صبح 6/30 خوابیدیم و من 9 امدم سرکار و 10/30 مامان با نادره النا را بردن دکتر واریانی و گفته کمی عفونت داره و دارو داده است.

مخمل گلم دیشب حالش خوب نبود و دلش درد می کرد و کمی هم صبح تب داشت

راستی هفته پیش رفتیم ارتوپد و گفت تاندونه انگشتش شکسته و چون بیش از یکماه گذشته دیگه درست نمی شه وما هم از اتل بستن منصرف شدیم

 

نویسنده : النا هاشمی ; ساعت ۱:٢۱ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٦ بهمن ،۱۳٩٠
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ انگشت النای محجوب من

روز یکشنبه عصر النا را با علیرضا بردیم دکتر ارتوپد و گفت تاندون (انگشت کوچک دست چپ) النا پاره شده است وباید عکس بگیریم

مامان روز سه شنبه هفته پیش به من گفت انگشت النا کج شده و تازه ما متوجه شدیم

از بس که بچه تودار و مظلومی است اصلا به ما نگفته بود( از اینده او بسیار نگرانم می ترسم بعدا که بزرگ شود توجامعه دچار مشکل شود ونتواند از حق خودش دفاع کند)

و دیروز 90/10/26 از دستش عکس گرفتیم و امروز باید برویم دکتر

خدایا  ممنونم بخاطر اینکه  دختر دارم و بهش افتخار می کنم با تمام وجودم

النا تمام زندگی من است

نویسنده : النا هاشمی ; ساعت ۱٢:٤۳ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٧ دی ،۱۳٩٠
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ جلسه روانشاسی در مهد النا

دیروز من وعلیرضا ساعت 5 تا 7 رفتیم مهد النا و دکتر شاه حسینی در مورد تفاوتهای جنس مرد و زن برای پدر مادر های بچه ها صحبت کرد و خیلی جالب و اموزنده بود

یکی از مطالبش این بود که در مورد بچه های دختر باید مادر سخگتیر باشد و برعکس

و پدر و مادر باید در حضور بچه های مشکلاتشون را حل نمایند تا بچه های با واقعیتهای زندگی اشنا شوند

پدر ها باید تا می توانند از زیبایی های دخترانشان تعریف کنن و در اغوششان بگیرند و....

امیدوارم در اموزش و پروش النا موفق باشیم و در اینده حسرت گذشته را نخوریم

دختر گلم خییییییییییییییییییییییییییییییییییییییلی دوست دارم عاشقتم

نویسنده : النا هاشمی ; ساعت ۸:۳٤ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢٢ دی ،۱۳٩٠
تگ ها:
comment نظرات () لینک


← صفحه بعد